تبلیغات
بقچه بندیل - بازگشت به خویشتن
 
بقچه بندیل
بقچه حرف های یک سحر همیشه دانشور
یکشنبه 22 فروردین 1395 :: سحر دانشور

بعد از چهار ماه و خورده ای، بعد از آن شنبه که تقویم می گفت 12 دی است و تقدیر می گفت آغاز یک دوره عجیب است، برگشتم اینجا! برگشتم تا توی خانه خودم بنویسم و به خانه دوست هایم سر بزنم و دوباره بخوانمشان. چقدر دلتنگ اینجا و بچه های وبلاگی بودم.

آدم نمی تواند باور کند دلش برای کلمات و صاحبانشان تنگ می شود، اما خب دل است دیگر. تنگ نشود که دل نیست...






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 28 خرداد 1395 12:14 ب.ظ
دوستان من کجا هستند..؟
شنبه 1 خرداد 1395 05:27 ب.ظ
بنظرم اگر به جای زندگی بگویم مشت خدا بهتر و دقیق تر است
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




ای مالک من،من ملک توام،در ملک توام،قائم به تو ام،جز تو مرا یار و پناهی نبود
رونوشت به حضرت مادر:
اگر چه ما همه در حسرت مزار توایم
کنار حضرت معصومه در کنار توایم...
رونوشت به امام دلها و آقای جانها:
دشمن بداند ما موج خروشانیم
زاییده بحریم، فرزند طوفانیم
در سنگر اسلام، بگذشته از جانیم
بازو به بازو، صف به صف، ما آهنین چنگیم
سنگر به سنگر، جان به كف آماده جنگیم

مدیر وبلاگ : سحر دانشور
نویسندگان
آمار وبلاگ