تبلیغات
بقچه بندیل - میثم و سمیه
 
بقچه بندیل
بقچه حرف های یک سحر همیشه دانشور
دوشنبه 4 آبان 1394 :: سحر دانشور
پسرعمه زیتون بود، همکلاسی درسخوانش. همان سال ها برای ارشد رفت و بعد هم دکترا. امشب از زیتون شنیدم استاد دانشگاه شده و با همکلاسی دیگرشان یعنی سمیه ازدواج کرده. سمیه شیعه بود و میثم سنی! گفت خانواده ها مخالف بودند و بعد از پنج سال مقاومت توانستند راضیشان کنند. پنج سال مقاومت کردند و ته ش شد اینی که الان می بینیم. یک زندگی که الان سرپاست و حسابی چشمگیر. زیتون گفت پدر سمیه روحانی است، راضی شد به ازدواج دخترش با میثم. یک مرد سنی خوب داماد یک روحانی شیعه خوب. همین چیزهاست که آدم را سرپا نگه می دارد. همین دلخوشی های زیبا، کوچک و انکارناپذیر، همین مردانگی های تحسین برانگیز وسط این همه نامردی و داعشی بازی دل آدم را قرص می کند به خدا.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 7 آبان 1394 01:36 ب.ظ
هممممم
واقعا
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




ای مالک من،من ملک توام،در ملک توام،قائم به تو ام،جز تو مرا یار و پناهی نبود
رونوشت به حضرت مادر:
اگر چه ما همه در حسرت مزار توایم
کنار حضرت معصومه در کنار توایم...
رونوشت به امام دلها و آقای جانها:
دشمن بداند ما موج خروشانیم
زاییده بحریم، فرزند طوفانیم
در سنگر اسلام، بگذشته از جانیم
بازو به بازو، صف به صف، ما آهنین چنگیم
سنگر به سنگر، جان به كف آماده جنگیم

مدیر وبلاگ : سحر دانشور
نویسندگان
آمار وبلاگ